تابستانی که گذشت...
سلام به فرشته های ناز خودم و دوستان گلم. تابستان...چه فصل دلپذیری.از بچگی عاشق شروع فصل تابستون بودم ،بخاطر سفر.حالا هم که بچه مدرسه ای دارم بازم این فصل رو دوست دارم اینبار هم بخاطرسفر هم بخاطر نداشتن استرس مدرسه. امسال قبل از شروع ماه رمضان یک ماهی ولایتمان بودیم که دو بار هم برای عروسی رفتیم دزفول .اواسط شهریور سه روز همراه عمو علی اینا(همکار بابا)رفتیم گناوه و بوشهر.خیلی خیلی خوش گذشت .مخصوصا به بچه ها و علی الخصوص ثنا و پرهام.چقدر دلمون برای گناوه و گشتن توی پاسازهاش تنگولیده بود.من که خرید پاییزه رو انجام داده بودم و قصد خرید لباس نداشتم ولی باز هم نشد از اجناس خوب چشم پوشی کرد و خلاصه جیب بابا رو خالی کردیم.کنار دریا هم ر...
نویسنده :
مامانی
16:34




